خدا مهربان من ! نمیگویم دستم را بگیر ، عمریست گرفته ای ، رهایم مکن . . .

شروعی نو در زندگی با پلاک 14

اگه 14 ساله ای . . .

اگه مشهدی هستی . . .

اگه عضو اتحادیه ای. . .

اگه همیشه میخندی  . . .                                  

اگه همیشه مهربونی . . .

اگه اخم نمیشناسی و با گریه قهر قهری. . .

اگه 20 بیستی. . .

خوش اومدی به پلاک 14

قدمت روی چشم . . .بفرمایین داخل


برچسب‌ها: پست ثابت
+ نوشته شده در  دوشنبه 27 شهریور1391ساعت 14:17  توسط پلاک چهارده | 

به نام خاتم کار بال پروانه ها

سلام بر بچه ها ی ناب پلاک14

تبریک ب خاطر اعیاد ماه رجب 

و البته

تسلیت ب خاطر ورود ب ایام کشدار امتحانات :/

بدین وسیله با شعری از خانم "عرفان نظر آهاری "  از وبلاگ عزیزمان غبارروبی میکنم (=

من عروسکم

عروسک کسی ک پشت پرده است

دست های او مرا درست کرده است

من عروسکم

عروسک خدا

دوست عزیز و کوچک خدا

یک عروسک نخی ک شب ب شب

توی دامن خدا ب خواب میرود

روی بال نازک فرشته ها سوار میشود

تا دم حیاط آفتاب میرود

***

صبح ها خدا ب من

نان داغ و آفتاب میدهد

شب که میشود مرا

توی ننوی سپید ماه

تاب میدهد

***

راستی خدا خودش بارای من

یک لباس تازه دوخته

جای دگمه های آن ولی

چند تا ستاره کاشته

یک کمی هم از خودش

توی جیب من گذاشته

***

قلب یک عروسک نخی نمی زند

ولی خدا

قلب شد

توی سینه ام تپید

تیله های چشم من

اشک را بلد نبود

یک شب او

قطره قطره از کنار چشم من چکید

***

این عروسک نخی

کاردستی خداست

خنده های او چقدر

مثل خنده ی فرشته هاست

***

هیس !

فکر میکنم عروسک خدا

باز هم ب خواب رفته است

یا سوار بال نازک فرشته ها

تا دم حیاط آفتاب رفته است

***

شب بخیر عروسک خدا

دوست عزیز و کوچک خدا

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 اردیبهشت1393ساعت 2:16  توسط پلاک چهارده | 
خداقوت ...

خسته امتحانا نباشین ...

با آرزوی یک کارنامه پر از 20

+ نوشته شده در  شنبه 5 بهمن1392ساعت 18:7  توسط پلاک چهارده | 
توجه    !   توجه !


رفع اشکال درسی ...


جهت رفع مشکلات درسی خود


به سرگرهتون مراجعه کنید تا بهتون یه خبر خوب بده !!!    :)


حالا درسته کار ما اطلاع رسانیه ولی خب گاهی وقتها هم دوست نداریم لقمه حاضر آماده بدیم ...

فقط همینقدر که ...

نه!

سرگروهتون ...

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 دی1392ساعت 14:17  توسط پلاک چهارده | 
سلام.

اینجا پلاک4ده !

صدای مارا از وبلاگ پلاک4ده میشنوید ! 

برای همه شما دانش آموزان عزیز دوران امتحانات خوبی را آرزو مندیم...


فقط میخواستم یادآوری کنم فردا امتحان دارین! :) 

نه؟


+ نوشته شده در  شنبه 23 آذر1392ساعت 22:3  توسط پلاک چهارده | 

پلاک4ده جدید افتتاح شد!

بلاخره دوستان پلاک 4 دهی امسال هم وارد میدان شدند!

سلام

خوش اومدین !

+ نوشته شده در  شنبه 9 آذر1392ساعت 18:4  توسط پلاک چهارده | 
هوای حسین ..

هوای حرم ...

هوای

کرب و بلا زد دلم ...

+ نوشته شده در  شنبه 18 آبان1392ساعت 13:14  توسط پلاک چهارده | 

جمعه ...

اولین همایش پلاک 4 ده سال تحصیلی 93-92

سرگروه های قدیم و جدید ...


حال و هوای سالن خیلی خاص بود ...

سرشار از عطر و بوی مهربانی ...

واقعا نمیدونم چی باید بنویسم ...

دوستان کمک ..

خودتون بیاین بگین اونجا چه خبر بود ....

+ نوشته شده در  شنبه 18 آبان1392ساعت 13:10  توسط پلاک چهارده | 
بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا ...

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 آبان1392ساعت 0:27  توسط پلاک چهارده | 

یعنی بچه های پلاک4ده جدید نمیخوان یه سر و صدایی از خودشوننشون بدن؟؟

بابا 14 ساله ها کجایین ؟؟؟؟!!!

اینجا خیلی سوت و کوره ..!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 آبان1392ساعت 0:26  توسط پلاک چهارده | 

عکس احمدی روشن روی جلد کتاب پسرش


همین !

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 مهر1392ساعت 2:18  توسط پلاک چهارده | 
سلام بچه هایی که قراره تو سال تحصیلی 93-92 پلاک4دهی باشین !

میخواستم به شما ها و اعضای فعلی و اسبق این طرح و کلیه دوستان و آشنایان اعلام کنم

که فردا مورخه 19 مهرماه 1392 از ساعت 9 الی 11

همایش والدین در حسینیه ولی عصر برگزار میگردد.

حضورتان باعث دلگرمیست !  (به گفته رئیس جدید!! )

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 مهر1392ساعت 20:26  توسط پلاک چهارده | 

سلام ...

راستش من خودم یکم گیج شدم !!

درایور شده مدیر ...

اون مدیر شده یه مدیر دیگه ...

سرگروه راهنمایی شده سازماندهی ...

اما هنوز که هنوزه مدیر وبلاگ ثابته!!!

اگه تغییر تحولات عمومیه  ، یه سوال ؟؟

چرا من تغییر نکردم؟

یعنی کردم ولی هنوز ...آخه..

خب سرگروه سازماندهی...وبلاگ پلاک4ده ...

ما که بسی خرسندیم ...(خوانندگان وبلاگ رو نمیدونم !!!!)

اگه کسی سراغ این وب رو نگیره به اسم ما و خواننده هاش ثبت میشه !!

پلاک4ده جدید بی وبلاگ میمونه!!!!

( یه راز بگم؟ من پام به هرگروهی باز میشه اونجا یه وبلاگ تاسیس میشه!!!! )

رئیس جدید

از ما گفتن بود ها ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 مهر1392ساعت 19:34  توسط پلاک چهارده | 

راستش رو بخواین ما پلاک4 دهی یا همون 4ده به دری هستیم ...

نمیتونیم مثل فارغ التحصیل ها ( یعنی همون رفیقونه ای ها ) بزرگ بزرگ حرف بزنیم ...

ما به زبون نرم لطیف خودمون

ورود آقای ملکی رو به شورای مرکزی اتحادیه انجمنهای اسلامی دانش آموزان 

و

انتصاب آقای حوائجی رو به عنوان مسئول اتحادیه انجمنهای اسلامی خراسان رضوی

رو تبریک میگیم.

انشالله در پناه خدا موفق باشند ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 شهریور1392ساعت 12:35  توسط پلاک چهارده | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 شهریور1392ساعت 12:27  توسط پلاک چهارده | 

اشکال این تصویر را پیدا کنید!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 شهریور1392ساعت 11:40  توسط پلاک چهارده | 

تولد یک سالگی پلاک4ده مبارک !!


+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 شهریور1392ساعت 10:7  توسط پلاک چهارده | 

بفرمایین از خودتون پذیرایی کنین :



+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 شهریور1392ساعت 9:59  توسط پلاک چهارده | 

کسی نمیخواد به ما تبریک بگه ؟؟؟


وبلاگمون یکساله شد ها !!

روز دختر ...

یه قرار ویژه ...

ارتباط زنده و مستقیم با شما...

منتظر اعلام زمان باشین!!






+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 شهریور1392ساعت 9:43  توسط پلاک چهارده | 

سلام به همه پلاک 4دهی ها

نه!!

4ده به دری ها !

نه!!

دوستان گل و گلابمون که حالا دارن میرن دبیرستان...

همه با هم یه سال بزرگ شدیم ...

یه عالمه جمعه با هم بودیم ...

جاهای مختلفی رفتیم

چیزهای مختلفی یاد گرفتیم

کلی خندیدیم ، شاد بودیم...

راستش رو بخواین دل من که نه دل ما سرگروه ها برای همتون تنگ میشه !

انشالله

هرجا که هستین خوب و موفق و شاد باشین ...

درپناه خدا ...


---------------------------------------------------------------------

این قسمت برمیگرده به من مسئول وبلاگ که با کامنتتاتون شارژ میشدم و انرژی میگرفتم

نظراتتون و میخوندم و کیف میکردم

تا جاییکه هم که در توان بود سعی کردم انلاین باشم تا شما یه پایگاه مخصوص خودتون داشته باشین ...

امیدوارم شما از وبلاگ و مطالبش راضی بوده باشین ...

راستی اگه خوبی ،  بدی دیدین

حلال کنین...

البته هنوز هستم ها !!

اینا صرفا برای این بود که ورورد شما ها رو به دبیرستاناتون تبریک بگیم ...

وخب یه کوچولو خداحافظی با فضای 4ده بدر...


دوستان ما هنوز منتظر کامنتهای شما هستیم....


+ نوشته شده در  دوشنبه 11 شهریور1392ساعت 15:49  توسط پلاک چهارده | 

روزی روزگاری دخترانی بودن 14 ساله ...

خوب و مهربون ...

امروز

این دخترا حالا بزرگ شدن ...

14 رو رد کردن

شدن 14 به دری ...

حالا دوست 4ده به دری من ...

بهترین خاطرت از پلاک4ده یا 4ده به در چی بوده ؟

+ نوشته شده در  شنبه 26 مرداد1392ساعت 10:55  توسط پلاک چهارده | 

صبح

چشمانمان رو به ضریح باز میشد ...

شب رو به روی ضریح می نشستیم ...

نمیخوابیدیم

برای ثبت تک تک لحظه ها ...

ترس فرار دقایق ...

تمام شد ...

ماهی از آب پرید ...

شاید هم نه ...

یکی گفت :

ماهی حوض مسجد گوهر شاد !

تو همیشه میتونی ماهی بمونی...


دلم تنگ است برای همه لحظه های با خدا بودن ...

برای مادیتش ...

برای معنویتش...

برای شبستان حرمش...

برای بال فرشته ها ...

برای لحظات دعا کردن ،گریستن ، خندیدن ...

دلم تنگ است برای آرامش حرم ...


پیشنهادم خوندن ادامه مطلبه ...



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 15 مرداد1392ساعت 1:56  توسط پلاک چهارده | 

سلام به همه پلاک 4 دهی های گل و گلاب

و

همه دوستداران پلاک4ده



با اجازه خدا

ما سه روزی نیستیم ...

قراره یه سفر سه روزه بریم با خود شما ...

حالا بعضیا تونستین بیاین بعضی ها نه ...

تو این سه روز ما تو حرم شما رو دعا میکنیم

شما هرجا هستین مارو دعا کنین...


+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 مرداد1392ساعت 14:29  توسط پلاک چهارده | 

یادمه کوچیک که بودیم هر کی یه بی ادبی انجام می داد می خواستیم بهش گوش زد کنیم می

گفتیم ادب رو از که آموختی گفت از بی ادبان ،

خوشا به حال اون موقع ، خدا بزرگ بود چاره ی همه ی مشکلات دست اون بود ،

یادمه یکی گرفتار می شد می گفت خدا بزرگه ، بزرگ شدیم

رسیدیم به این موقع ، خدا خیلی کوچیک شده اصلا بعضی جاها نمی بینمش ،

هر کی گرفتار میشه سراغ هر کسی میره جز خدا

آخر که دیگه میبینه کسی کارش رو راه نمی ندازه باز می یادسراغ خدا ،

ولی خدا خیلی مهربونه با این همه کم محلی دست رد به سینه کسی نمیزنه ،

نمی دونم تا حالا مهربونی مادر رو با وجودتون حس کردید ،

خدا خیلی خیلی از مادر مهربونتره ،

اسم مهربون که میاد دلم یه جوری میشه ،

آخه من هی خطا کردم و اون مهربون بود.

یکی از دوستام می گفت خیلی سخته با ادب بودن دم درگاه خدا ،

توی این روزگاری که کوچکترین کارامونم شکل بی ادبی به خودش گرفته ،

توی پوشیدنامون ، توی نگاهامون ، توی ارتباطامون و به قول بچه ها

.... توی کتابش چند بار هی تکرار میکنه ادب را از که آموختی .

ادب اینه که تو کارائی رو که همه معمولی میدونن تو انجام ندی ،

شاید یه جور دیگه نگات کنن ،

اما اینو بدون همه اینای که مثلا روشنفکرن ولی یه کم ادب ندارن

که نمی دونن مسخره کردن دیگران خودش آخر عقب افتادگیه اوستا کریم خلقشون کرده .

به نظر بعضی آدما با ادب بودن دم درگاه خدا عقب افتادگی ولی من

دوست دارم یه روزی جز این عقب افتاده ها باشم .

آخه یکی میگفت ببین اگه میخواستن یه روزی (خدا نکنه البته)

می خواستن ببرنت جهنم یواش برو ته صف واسا جز عقبیا شاید جهنم پر شد

واسه تو جا نداشتن .

صف بهشتیا حساب کتاب داره الکی نیست!

دوست دارم یه روزی برسه مثل

همون بچگی بوی سادگی رو باز شنید

با تموم وجود حس کرد

کاش بیاد اون روز .

یادت باشه خدا

دنیا رو عمودی آفریده

هر چیزی رو بدی به خوت بر میگرده ،

خوبی باشه ، هفت تا خوبی ،

بدی باشه ، بدی .

انتخاب با خودته ...


+ نوشته شده در  سه شنبه 8 مرداد1392ساعت 15:51  توسط پلاک چهارده | 

بچه ها سلام...

ما همه کامنتتاتونو میخونیم

اگه میبینین یه وقتایی یه دو روز تایید نمیشه یا جواب داده نمیشه

خب بلاخره ما هم آدمیم دیگه..

کارامون زیاد میشه...

یعنی کامنتتاتونو میخونیم ولی خب وقت تایید و جواب نیست...

ولی خب تا امروز که همه چی سرجاش بوده ...

از همتون هم ممنونیم...

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 مرداد1392ساعت 3:5  توسط پلاک چهارده | 

کم کم داریم نزدیک میشیم ...

اعتکاف دانش آموزی...

حرم ...

3 روز...

کیا دلشون پر کشیده؟

کیا دلشون پر میزنه برای یه پرواز سه روزه در بهشت ؟



اگه دلنوشته ای دارین

اینجا همون جاست که باید بنویسین...

بسم الله...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 مرداد1392ساعت 14:32  توسط پلاک چهارده | 
 بسم الله الرحمن الرحیم


درحدیثی از حضرت امام ‏صادق(علیه‌السلام) آمده است:
 
 
 
خدا زمانی‏ که بنده‏ ای را دوست بدارد، او را در دریای شداید غوطه‏ ور می‏سازد.

 

یعنی همچون مربی شنا که شاگرد تازه کار خود را وارد اب میکند تا تلاش بکند و دست

و پا بزند و در نتیجه ورزیده شود و شناگری را یاد بگیرد،خدا هم بندگانی را که

دوست میدارد و میخواهد به کمال برساند،در بلاها غوطه ور میسازد. انسان اگر یک

عمر درباره ی شنا کتاب بخواند ،تا در اب نرود شناگر نمیشود ،زمانی شناگری را

می اموزد که عملا در اب قرار گیرد و مبارزه با غرق شدن را تمرین کند .

انسان باید در دنیا شداید ببیند تا خروج از شداید را یاد بگیرد ،

باید سختی هاببیند تا پخته و کامل گردد....


 
                                                                                    

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 تیر1392ساعت 11:10  توسط پلاک چهارده | 

مردی خدمت امیر المومنین(ع) رسید و عرض کرد از 700 فرسخی آمده ام تا 7 مطلب را از شما

سوال کنم فرمودند:بپرس

مرد عرض کرد:

1- چه چیزی از آسمان بزرگتر است؟

2- چه چیزی از زمین وسیع تر است؟

3- چه چیزی از یتیم ضعیف تر است؟

4- چه چیزی از آتش (جهنم)گرمتر است؟

5- چه چیزی از زمهریر خنک تر است؟

6- چه چیزی از دریا غنی تر است؟

7- چه چیزی از سنگ سخت است؟

امام فرمودند:

1- تهمت زدن به بی گناه از آسمان بزرگتر است

2- حق از زمین هم وسیع تر است

3- حرف سخن چینان نزد قدرتمندان از یتیم ضعیف تر است

4- حرص و ولع از آتش گرم تر است

5- احتیاج و نیازمندی تو به بخیل، از زمهریر خنک تر است

6- بدن قانع و راضی از دریا غنی تر و ثروتمندتر است

7- قلب کافر از سنگ هم سخت است

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 تیر1392ساعت 15:17  توسط پلاک چهارده | 

یه سوال...

با دیدن این عکس چه حسی بهتون دست میده؟؟؟


+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 تیر1392ساعت 1:34  توسط پلاک چهارده | 



سلام بر پلاک 4دهی های عزیز...ونه نه اشتباه شد سلام بر چهارده بدری های عزیز
از امروز به جمع چهار ده به دری ها پیوستید....
ورود تون به عرصه ی چهارده به در ها تبریک میگیم....
امروز اولین برنامه مون در تابستان بود با چه روز خوش یومنی هم شروع شد:میلاد امام الزمان (عج)
 وای دیدن بچه ها چه قدر به آدم انرژی میده...
بدو ورودهمون اول وقت چشمت به چشم های دانش آموزان راهنمایی می خورد که پر از مهربونی بهت نگاه میکردن...
چه قدر زود یک سال سپری شد ...
چه قدر زود بزرگ شدیم...
چه قدر زود خانم شدیم...
جشن شروع شد از مسابقه بگیر تا شورآفرینی همه کولاک کردند...
جای غایبین خالی بود
سرگروه های مهربونی که حضور نداشتند
همگی عیدتون مبارک
به قول آقای سوری انشالله رنگی خدایی بگیریم...




+ نوشته شده در  یکشنبه 2 تیر1392ساعت 14:26  توسط پلاک چهارده |